اگر من جاي او بودم…/بازي دانشگاه زنجان(ديانا)

سلام

من از طرف يوليو دعوت شدم در اين بازي شركت كنم چون دفعه اول كه مطلبي پست مي كنم بي مقدمه به سراغ اين بازي مي رم پس اگر من به جاي :

وزیر علوم: خودم رو ميزدم به كوچه ي علي چپ تا آب ها از آسياب بيفته فعلا هم زياد اظهار نظر نمي كردم نه مخالف كه تف سر بالا باشه نه موافق كه باعث تحريك دانشجويان و دامن زدن به جنجال ها بشه فقط مي گفتم مطمئن باشيد رسيدگي مي شه و من اگر چنين اتفاقي صحت داشته باشه از تمام دانشجويان عذرخواهي مي كنم

معاون دانشجویی دانشگاه زنجان: من مرد نيستم ولي اگر بخوام خودم رو به جاي اون بزارم و فرض كنم مردي هستم كه نياز به داشتن چنين رابطه اي دارم به زنم مي گفتم يك سفر كاري پيش اومده بايد برم مسافرت و يك سفر به تايلند يا تركيه يا دبي مي كردم و درسته كمي خرج داشت اما كمي از جيبم مايه ميزاشتم به جاش هم آبروم حفظ ميشد هم اينقدر مجبور به التماس كردن و مجبور كردن يك دانشجو نبودم. و حتي اگر همچين كاري هم مي كردم اينقدر تابلو قيافه گناه كار ها رو به خودم نمي گرفتم و با اعتماد به نفس دانشجو ها رو بيرون مينداختم  نه اينكه دستپاچه بشم و بدتر خودم رو ضايع كنم

دختر دانشجو: قبل از افتادن همه ي اين اتفاق ها در يكي از مواقعي كه چنين پيشنهادي داده بود و دربارش صحبت كرده بود ضبط صوت مي بردم و حرفاش رو ضبط مي كردم بعد يه نسخه اصلي ازش رو پيش خودم نگه مي داشتم و كپي اون رو بهش ميدادم كه گوش كنه و تهديدش مي كردم اگر يكبار ديگه چنين درخواستي كنه يا سعي كنه من رو از دانشگاه اخراج كنه اول اين نوار رو در اختيار رئيس دانشگاه قرار ميدم و اگر باز هم به نتيجه نرسيد اون رو بين تمام بچه هاي دانشگاه پخش مي كنم

دانشجویان دانشگاه زنجان و کل کشور: مخالفت و حمايت از اون دختر و ادامه ي تحصن تا روزي كه حق ضايع شده ي اون بهش برگرده و همين طور هرگز خواسته اي به جز اين را كه موضوع به اين مهمي را بخواد لوث كنه مثله مسئله سلف وسط چنين ماجرايي مطرح نمي كردم

من هم دوستان خوبم پرنيان(اگربالاخره موفق شد وبلاگ درست كنه) / امير تي ان تي و تمام كساني كه علاقمند به اين بازي هستند را دعوت مي كنم در آن شركت كنند

تا کنون 6 نظر داده شده »

  1. bidaad گفت:

    سلام
    اول وبلاگ مبارک باشه
    دوم اون قسمت وزیر رو خیلی جالب نوشتی.همین کارم داره میکنه.
    سوم ویزا واسه تایلند نمیدن دیگه باید اول بری مالزی از اونجا راحت میری و میای!!
    آخر
    خیلی خوب مینویسی

    ————
    اول مرسي بيداد جان امير تي ان تي زحمت درست كردن وبلاگ رو كشيد يادم رفت ازش تشكر كنم
    دوم چون اون قسمت وزير هيجانش از همه ي قسمت هاش بيشتر خواستم خلاصه باشه وگرنه خيلي چيزها ميشه نوشت
    سوم پس ولش كن همون ميرم دبي!
    آخرم مرسي نظر دادي :)

  2. AmirTnT گفت:

    به به….. :d
    دیدی گفتم تو استعداد داری؟
    دیدی چقدر خوب نوشتی؟!!!!!
    دختر تو محشری برو تو کار نویسندگی !!
    تو بهترین وبلاگنویس ایران می شی!!(مبالغه فراوان)

    ————
    مرسي حالا كه اينطوريه از فردا روزي 40 تا پست ميفرستم :) ))) جو گير شده فراوان!

  3. Shahriyar گفت:

    داياناي عزيز،
    به عنوان كسي كه در هر دو نقش مدرس و دانشجو (در ايران، قبل و زمان خاتمي) بازي كرده ام ولي هنوز هم از نوستالژي دانشجو بودن و حسش را داشتن، نمي توانم دل بكنم (شايد به خاطر همين هم رابطه ي بسيار خوبي با دانشجويانم داشتم، دختر و پسر)، نظرم را در مورد نظرتان مي گويم.
    وزیر علوم: خيلي ترسناك شديد. خيلي هم تلخ. ما را باش كه به كي دل خوش كرديم! ؛) البته در دنياي متمدن، اگر كسي واقعن نباشد هم بايد ظاهرن رفتار مسئولانه داشته باشد. حسني گفته بود ما هنوز در قرن 14 هستيم و آنها در قرن 21. به هر حال، صبر مي كنيم تا روزي جلو بزنيم!
    معاون دانشجویی دانشگاه زنجان: درد فقط يك بار حل كردن (موقت) مشكل نيست. معمولن وقتي مردها (بيشتر در مردها، مخصوصن آنها كه حرمان زيادي كشيده اند، مثلن به دلايل ديني) عادت به هرزگردي مي كنند، ديگر به اين راحتي ها قضيه تمام نمي شود (وسواس و اعتياد جنسي). حتا ديگر كيفيت هم مهم نيست. ممكن است هر بدتركيبي را -بي دليل- به زن زيباتر خودشان ترجيح دهند. در مورد اين موجود “مددي” هم البته عوامل، مضاعف اند. شما از سوي دينتان مجوز تضمين دار داريد كه با يك ورد توهين آميز عربي (در اينجا صيغه ي غير دائم)، با هر مونث صاحب نداشته اي (صاحب داشته اش فقط در انحصار بالاترين فرد دين بوده!)، همخوابگي بي درنگ در جهت منافع حكومت اسلامي داشته باشيد! ضمنن اين موجودات، براي زنان (مخصوصن امروزي تر) ارزشي انساني قائل نيستند و آنها را در هر حال “فاسد” مي دانند. صيغه هم فقط براي حفظ دين و آسودگي خيال خودشان است!
    دختر دانشجو: به اينجا كه مي رسد، هيچ كدام از ما گزينه هاي زيادي نداريم. مورچه اي را مي مانيم كه در ميان فيل هاي وحشي، به دنبال حفظ خود از گزند يكي از خودشان افتاده ايم! راه حل شما هم ممكن است احتمال موفقيت ناچيزي داشته باشد. گوشت قرباني!… قرعه اي كه به نام شوربختي افتاده!… حتا شايد از عواقبش در خانواده و جامعه هم گريزي نباشد! :( (
    دانشجویان دانشگاه زنجان و کل کشور: اما تنها چاره در اينجاست. خيلي جاها مي شده كه ارباب قدرت به زانو در آيد! شايد تنها اميد آن جامعه ي طاعون زده هم همين طبقه از جامعه باشند كه هم جوان اند و هنوز آرزومند، و هنوز وا نداده، هم سطح دركي بسيار بالا تر از متوسط جامعه دارند، و هم كمتر درد -اضطراري- نان دارند. شايد!…
    به اين جاي كار كه مي رسم، يادم مي افتد كه ديگر دانشجو نيستم! سوالي بود؟!
    خوش باشيد. وبلاگتان هم مبارك!
    شهريار، تورانتو

    ———-
    ممنون از نظرتون. جدا ارزش لينك شدن داشت

  4. MAS گفت:

    تبریکات مارا بپذیزید نیومده در داشپورد ورد پرس ثبت شدید
    امیدوارم موفق باشید

    ———-
    سلام :) من نمي دونم داشپورد چيه ولي اگر چيزي خوبيه خوشحالم :) ))
    مرسي :*

  5. M.J گفت:

    بازی قشنگیه ولی من خودم رو دعوت نمی کنم

    ———–
    ايول ته نظر خوددرگيرانه بود :) ))))))
    اينم بعد از نظر حرف حساب دومين كانديد نظرات خزتر واسه جايزه سوسك پلاستيكي!

  6. AmirTnT گفت:

    چی شد؟
    دیگه پست نمی دی؟
    برم تو بالاترین لینک بدم : وبلاگ نویس مرحوم دیانا(شیرین) ؟

    :d

    ————-
    چي بنويسم؟! :(


{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }

یک نظر بنویسید